گلناز ملك | سه شنبه ۱۷ مرداد ۸۵ |  لینک های وارده

سال 1290 هجری شمسی است. یعنی 4 سال بعد انقلاب مشروطه ی ایران. دولت روسیه تزاری طی اولتیماتومی که برای دولت ایران ارسال کرد متذکر شد که به خاطر اعمال و رفتار " مورگان شوستر" مدیر کل آمریکایی ِ خزانه داری ایران، مجبور است به پایتخت لشگر کشی کند و دولت ایران باید به سرعت وعده ای صریح بدهد که بدون رضایت سفرای روسیه و انگلیس هیچ مامور بیگانه ای را برای خدمات دولتی استخدام نکند و تمام مخارج این لشگر کشی را به منظور جبران خسارت به دولت تزار بپردارد و در آخر اینکه ایرانیان فقط 48 ساعت وقت دارند تا در این باره مطالعه کرده و جواب لازم را بدهند.
ارسال این اتمام حجت عجیب ابتدا در محیط تهران و سپس در تمام شهرها موج احساسات مردم را برانگیخت. قبول این اتمام حجت در نظر ایرانیان همچون آن بود که از استقلال و حق حاکمیت خود دست کشیده و کشور را تسلیم سلطه و اراده دو دولت روس و انگلیس کنند.
روز دهم آذرماه ، کمی پیش از آنکه موعد 48 ساعت اولتیماتوم به پایان برسد کابینه ایران نظر خود را در مجلس شورای ملی اظهار کرد تا رضایت مجلس را طبق روشی که در پیش گرفته بود جلب کند. یک ساعت قبل از ظهر محوطه مجلس ایران از انبوه مردان مظطرب و منتظر مملو بود. کابینه مرعوب شده بر آن بود تا تقاضای روسیه را قبول کند. " صمصام السلطنه " ریس دولت به مجلس اعلام داشت که برای بحث و مذاکره درباره ی اولتیماتوم وقت زیادی باقی نمانده است. هنگام ظهر، زمانی که موعد رو به پایان بود وی در مجلس اظهار کرد :" نمایندگان اختیارات تام را به کابینه بدهند تا اولتیماتوم را قبول نماید" چند دقیقه بعد رای گیری انجام شد و نمایندگان با اکثریت قاطع این اولتیماتوم را رد کردند. کابینه بلافاصله منحل شد .
پس از پایان فرصت 48 ساعته، سفارت دولت روسیه به دولت ایران اطلاع داد که اگر تا 6 روز دیگر تمام مواد اولتیماتوم را قبول نکند، 4000 قزاق را به طرف تهران خواهد فرستاد و این تهدید بار دیگر محیط تهران را متشنج کرد. تحریم کالاهای روسی و انگلیسی در شهرهای مختلف ایران آغاز شد و تهرانی ها حتی از سوار شدن به درشکه که به گمان آن ها ساخت روسیه بود خود داری می کردند. عده ای شیشه های مغازه هایی را که در آن کالاهای روسی می فروختند شکستند و چای را هم که از روسیه وارد می شد تحریم کردند.
مجلس شورای ملی یک هیئت 12 نفره را مامور کرد تا پیش نایب و السلطنه رفته و در صدد یافتن راه حل جدیدی با دولت های روسیه و انگلستان مذاکره کنند. تهدید نیروهای روسی گروه های سیاسی وقت را متحد کرده بود. چهار حزب سیاسی یعنی " حزب دموکرات"، " اعتدالیون"، " اتحاد و ترقی" و " داشناکسیون" ارمنی به وسیله وکلای خود تجمعی برپا داشته و قرارگذاشتند تا از عملیات احتمالی ارتش روسیه و پیشرفت به سوی تهران جلوگیری کنند. اما تمام قوای تهران در آن زمان منحصر بود به 2000 سوار بختیاری و 300 نفر مجاهد با چند توپ و مسلسل و در نهایت 3000 نفر داوطلب. از سویی دولت روسیه هم پیشوایان سیاسی و مذهبی و نمایندگان مجلس را تحت فشار قرار داده بود که اگر در مقابل این اولتیماتوم تسلیم نشوند پایتخت و شهرهای شمالی را به آتش و خون خواهد کشید.
انتشار این خبر در تهران به کلی اوضاع را دگرگون کرد و صحنه ی تازه را به نمایش گذاشت که این باز بازیگران اش زنان شجاع ایرانی بودند که با قیام و جنبشی متفاوت وضع را دگرگون کرده و افق جدیدی در برابر چشم ها گشودند.
درهمان لحظاتی که شایع شد عده ای از نمایندگان در چند جلسه سری قرار گذاشتند تا برای جلوگیری از خون ریزی تسلیم خواسته های دولت روسیه شوند، عده ای کثیری از زنان تهران ( حدود 500 نفر) به سمت مجلس ملی به حرکت در آمدند.هیچ کس نمی دانست که این زنان کی و کجا اینگونه سازماندهی شده اند.
خود مورگان شوستر در این باره چنین گفته است : "آنان ملبس به همان ردای سیاه و ساده و روبنده های توری سفید رنگی بودند که صورت شان را پوشانده بود. بسیاری از آنان مسلح به تپانچه بودند که در زیر دامن یا آستین شان پنهان شده بود.آنان خواهان دیدار با با رییس مجلس بودند که او از زنان خواست تا از میان خود هیئتی را برای مذاکره معرفی کنند. این مادران و همسران و دختران عزلت نشین ایرانی، از بیم آنکه رییس و نمایندگان مجلس به منظور واقعی آنان شک کنند، هفت تیرهای شان را به شکلی تهدید آمیز بیرون آوردند و روبنده هایشان را با خشم پاره کردند و شجاعانه تصمیم خود را مبنی بر کشتن شوهران و پسران شان در صورت تزلزل و تردید نمایندگان مجلس در انجام وظیفه شان در حراست از آزادی و تمامیت ارضی کشور اعلام کردند."
درهمان هنگام که نمایندگان زنان با رییس مجلس مشغول مذاکره بودند دیگر زنان در صحن مجلس با نقاب ها و روبنده های افکنده و تپانچه در دست به سخنرانی در دفاع از آزادی و استقلال کشور و ایستادگی در برابر اولتیماتوم روسیه پرداختند و کلیه ناظرین و حتی نمایندگان را تحت تاثیر قرار دادند. نمایندگان که تحت تاثیر این جنبش و قیام پرشور زنانه قرار گرفته بودند به اتفاق تصمیم به رد اولتیماتوم گرفتند و پس از یک جلسه ی کوتاه اتمام حجت دولت روسیه را رد کردند و فضای مجلس شورای ملی از بانگ شادی زنان پر شد.

منابع:
هفته نامه ی تهران مصور شماره 459 ، جمعه 9 خرداد 1331
جنبش حقوق زنان در ایران، الیز ساناساریان، ترجمه نوشین احمدی خراسانی