نظام سرمایه داری بر اساس این چرخه عمل می کند:تولید،توزیع و مصرف کالا.
هر یک از این عناصر از اهمیت ویژه ای بر خوردارند و حذف هر یک، سبب توقف این چرخه می شود و سرمایه داران را از رسیدن به سود بیشتر باز می دارد چنانچه با افزایش تقاضا، میزان تولید بیشتر شده و درنتیجه منفعت بیشتری نصیب صاحبان سرمایه می گردد.
در همین راستا، استفاده از تبلیغات به عنوان یک ضرورت مطرح می شود. تا پیش از سال 1925میلادی، تبلیغات بر نمایش واقعیات ذاتی محصولات متمرکز بود و در همان مقطع زمانی تولید کنندگان به این نتیجه رسیدند که این روش سوددهی لازم را درپی ندارد لذا روشی دیگررادرپیش گرفتند: مرتبط کردن محصول با امیال و خواسته های غریزی انسانی. این همان سیستمی است که امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
مسائل جنسی یکی از این نیازهای اساسی است. نمایش انواع تصاویر سکسی امری ست که امروزه در اکثر تبلیغات -بدون ارتباط با محصول- مورد استفاده قرارمی گیرد که در این گونه تبلیغات، زنان همواره تقش عمده ای ایفا می کنند و اغلب ِآنها به نمایش تصویری کاملا منفعل و آسیب پذبر از زن می پردازند و بالعکس تصویر نمایش داده شده از مردان، درحالاتی غالب و فعال است. همچنین استفاده از زنان برهنه یکی دیگر از حربه های تبلیغاتی است که بدین ترتیب زن، به موجودی منفعل و بی اراده و نه موجودی متکامل مبدل می شود.
نمایش زنان به عنوان موجوداتی منفعل در جهت ایجاد لذت های جنسی، بر زندگی روزمره ی آنان تاثیر دارد. بر اساس گزارش وزارت دادگستری آمریکا، زنان به میزان 13بار بیشتر از مردان مورد تجاوز قرار می گیرند و 2/18درصد از زنان آمریکایی قربانی تجاوزات جنسی هستند. ضمن اینکه این آمار، تنها در بردارنده ی موارد گزارش شده است و تعداد واقعی از این میزان بیشتر است.
در واقع نمی توان ادعا کرد که تبلیغات به طور مستقیم سبب قربانی شدن زنان می گردد اما طی آنها نظامی به نمایش گذاشته می شود که در آن زن به عنوان کالایی قابل خرید و فروش و بهره جستن مطرح است. واقعیت این است که تبلیغات عملکردی دو سویه دارد: در وهله اول فروش کالا و در وهله دوم انتقال عقاید و ارزشها. بنابراین عملکرد دوم تبلیغات، فرهنگ سازی است که دیدگاه جامعه نسبت به مسئله جنسیت از این فرهنگ سازی ها متاثر است.
زیبایی های ظاهری و فیزیکی زنان به نمایش گذاشته شده در این سیستم های تبلیغاتی، در میان دختران و زنان جامعه تبدیل به نوعی ایده ال شده و لذا آنها درصدد شبیه سازی این ایده ال ها بر می آیند که عواقبی را نیز به دنبال دارد.
اختلالات تغذیه یکی از مشکلات عمده ای است که گریبان 5 تا 10 میلیون نفر از زنان و دختران آمریکا را گرفته که مشکلات جسمانی و مغزی از عواقب آن است. طبق آمار "مرکز ملی اختلالات تغذیه" درآمریکا 80 درصد از زنان آمریکایی از ظاهر خود ناراضی اند. علاوه بر این نارضایتی از خویشتن، این دغدغه ها و دل مشغولی ها، زنان را از ورود به محیط های اجتماعی و سیاسی بازمی دارد.
بنابراین نظام های سرمایه داری در جهت تخریب زنان در حرکت اند و شرکت های تبلیغاتی تنها نمونه هایی هستند از آنچه که سوء استفاده از انسان را در جهت نیل به اهداف این نظام ها به نمایش می گذارد.
آمار:

- 42درصد از دختران آمریکایی کلاسهای اول تا سوم دوست دارند لاغرتر باشند.
- 81 درصد از کودکان 10 ساله ی آمریکایی از چاق شدن نگرانند.
- میانگین قد و وزن زنان امریکایی 5.4 فوت و 140 پوند است در حالی که میانگین قد و وزن مدل های آمریکایی 5.11 فوت و 117 پوند است.
- اکثر مانکن ها از 98 درصد زنان آمریکایی لاغرتراند.
- 46 دصد از کوکان 9 تا 11 سال و 82 درصد خانواده های آمریکایی گاه و یا اغلب اوقات از رژیم های غذایی پیروی می کنند.
- 91 درصد از زنان مورد مطالعه اقدام به کنترل وزنشان از طریق رژیم های غذایی می کنند و 22 درصد آنها همواره رژیم غذایی دارند.
- آمریکایی ها سالانه بیش از 40 بیلیون دلار صرف محصولات رژیمی می کنند.

آمار فوق توسط "مرکز ملی اختلالات تغذیه" در آمریکا تهیه شده است.